New Life

ادما ارزش دارن ببین ارزش داره بخاطرش ارزش هاتوزیر پا بزاری!!!؟؟؟؟

سلام به همه ی عزیزان تو این پست یه شعر ازاقای فریدون مشیری(شاعر مورد علاقه بندهاز خود راضی)گذاشتم.امیدوارم دوس داشته باشینقلب

                                                دریای نگاه 

به چشمان پریرویان این شهر   

به صد امید می بستم نگاهی

مگر یک تن ازین نااشنایان

مرا بخشد به شهر عشق راهی

به هر چشمی به امیدی که این اوست

نگاه بی قرارم خیره می ماند

یکی هم زین همه ناز افرینان

امیدم را به چشمانم نمی خواند!

غریبی بودم و گم کرده راهی

مرا با خود به هر سویی کشاندند

شنیدم بارها از رهگذاران

که زیر لب مرا دیوانه خواندند!

 ولی من چشم امیدم نمی خفت

که مرغی اشیان گم کرده بودم

زهربام و دری سر میکشیدم

 به هر بوم و بری پر می گشودم

امید خسته ام از پای ننشست

نگاه تشنه ام در جستجو بود

در ان هنگامه دیدارو پرهیز

رسیدم عاقبت انجا که او بود!

دو تنهاو دو سرگردان دو بی کس

زخود بیگانه از هستی رمیده

ازین بیدرد مردم رو نهفته

 شرنگ نا امیدی ها چشیده

دل از بی همزبانی ها فسرده

زحسرت پای در دامن کشیده

به خلوت سر به زیر بال برده

دوتنها ودو سرگردان دو بی کس

به خلوتگاه جان با هم نشستند

زبان بی زبانی را گشودند

 سکوت جاودانی را شکستند.

مپرسید ای سبکباران مپرسید

که این دیوانه از خود بدر کیست؟

چه گویم؟از که گویم؟با که گویم؟

که این دیوانه را از خود خبر نیست

به ان لب تشنه می مانم که ناگاه

به دریایی در افتد بیکرانه

لبی از قطره ابی تر نکرده

خورد از موج وحشی تازیانه!

مپرسید ای سبکباران مپرسید

مرا با عشق او تنها گذارید

غریق لطف ان دریا نگاهم

مرا تنها به این دریا سپارید!

نوشته شده در یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات ()


Design By : Pichak