New Life

ادما ارزش دارن ببین ارزش داره بخاطرش ارزش هاتوزیر پا بزاری!!!؟؟؟؟

مادرم پنجره را دوست نداشت

با وجودی که بهار از همین پنجره می امدومهمان ما می شد

با وجودی که همین پنجره بود که به ما مژده ی باز امدن چلچله هارا می داد

مادرم پنجره را دوست نداشت

مادرم می تر سید که لحاف نیمه شب از روی خواهرکوچکم پس برود

یا وقتی باران می بارد قالی کهنه ما تر بشود

هر زمستان سرما خطی از غم روی پیشانی مادرم می کاشت

اخر پنجره ما شیشه نداشت............

نوشته شده در پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات ()


Design By : Pichak